خرید بک لینک
من دوست داشتم تو را ،همانگونه كه خودم را ! كجا راه را غلط رفتم ؟! كجاي راه بيراه حرف زدم ؟! كجاي راه سهل انگاري كردم ؟! كجاي راه از حركت بايد مي ايستادم تا نفس تازه كنم ؟! كجاي راه تند رفتم ؟! كجاي ر

برچسب: نویسنده: پارسا خلیلی تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 12:42

آنچه را عاشقانه دوست می داری بیاب و بگذار تو را بکشد
بگذار غرقت کند..
در آن چه که هستی

بگذار بر شانه هایت بچسبد
سنگینت کند
تو را به سمت پوچی ببرد
بگذار تو را بکشد و تمامت را ببلعد
زیرا هر چیزی تو را خواهد کشت
دیر یا زود
اما چه بهتر ، آنچه دوستش میداری
بکشدت ...

برچسب: نویسنده: پارسا خلیلی تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 12:42

منم جلوي خوشحالى خودم رو نتونستم بگيرم.....

بهت گفتم....

قوربونش برم من !!!

برچسب: نویسنده: پارسا خلیلی تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 12:42

تو،
نه دوری تا انتظارت کشم
و نه نزدیکی، تا دیدارت كنم
و نه از آن منی،
تا قلبام آرام گیرد
و نه من، محروم از توام
تا فراموشات کنم
تو در میانهی همه چیزی..

برچسب: نویسنده: پارسا خلیلی تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 12:42

هنوز نتونستم فكرهامو و برنامه هام رو بدونم كه چي كار كنم ، هنوز به مرحله تعادل نرسيدم، هنوز خوشحالي در من فروكش نكرده كه بدونم چي كار ميخوام بكنم

برچسب: نویسنده: پارسا خلیلی تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 12:42

الان عكس هاشون رو دوباره نشستم ديدم ، دوباره حالم بد شد ، دوباره ترديد كردم كه اصلا برم ببينمش يا نه ؟! دوباره يه عالمه سوال ، اون كه مال من نيست ، سهم من نيست ، نخواست كه بشه ، پس چرا الان بايد بي تا

برچسب: نویسنده: پارسا خلیلی تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 12:42

ديشب نخوابيدم ، مثل كتلت اينور و اونور شدم ، منتظر پيغام از طرف مهدي هم بودم، فكر و خيال ، خواب رو ازم گرفته بود. رفتن يا نرفتن، مساله اين است .واقعا نميدونم چي كار كنم ، از كرونا گرفتن نميترسم ، از ا

برچسب: نویسنده: پارسا خلیلی تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 12:42

صفحه بندی